تبليغاتX
فرزام نامه (farzam-naameh)

فرزام نامه (farzam-naameh)

وبلاگ سیاسی، اجتماعی، ادبی، بی ادبی به سبک جدی و غیرجدی

مملکت خوبی است. یک گشت کوچکی در مطبوعات بزنی کلی اخبار جالب پیدا می کنی. مثلا" اینها:

 

رئيس پليس راهور ناجا گفته: مسؤولان فكري براي ترافيك جاده‌ها بكنند، پليس نمي‌تواند جاده‌ها را تنگ و گشاد كند.

 

خب در واقع راستش را بخواهید پلیس هنوز در امر گشادسازی مانتو و عریض سازی روسری بانوان هم به توفیق چندانی نرسیده. آن وقت انتظار دارید بیاید جاده ها را گشاد بکند؟

 

انتصاب جناب آقای لاریجانی به سمت ریاست مجلس یا کلا" هر سمتی که باعث شود ایشان صحبت کنند، خبر خوبی برای جامعه بالاخص اهالی طنز است. چرا؟ چون ایشان همیشه حرفهای جالبی می زنند. قضیه دُرّ غلتان و آب نبات چوبی را که یادتان هست؟ ایشان اخیرا" هم یک چنین اظهاراتی داشته اند:

 

لاريجاني: شرايط كشور خوب است.

 

این البته درست ترین حرف ممکن است. چون در قیاس با آنچه انتظارش را می کشیم، خوب که چه عرض کنیم...فعلا" عالی است... حالا کجایش را دیده اید؟

 

خبری هم داریم که رویمان به دیوار یک کمی خانوادگی- ناموسی است. ولی غریبه که نیستید:

 

آيت الله امامي كاشاني (خطيب نمازجمعه تهران)گفته است: احساس مسؤوليت مادر تمام حرفهاست.

 

کاملا" گفته صحیحی است و البته ما هم اضافه می کنیم : دولت نهم هم پدر همه مسوولیتها است! به هر حال هر پدری هم وظایفی در قبال مادر دارد دیگر...

 

و آخرین خبر اینکه جوابیه وزارت نیرو به پست قبلی فرزام نامه ارسال شد:

 

معاون وزير نيرو اعلام کرد: ابر قابل بارور كردن در آسمان نديديم.

 

خدا را شکر که بالاخره در زمین و آسمان یک چیزی پیدا شد که از نظر ما تحریک کننده نباشد! نمی دانم چرا این اصطلاح ابر قابل بارور کردن بدجوری ما را یاد اصطلاح تبرج می اندازد! دست خودمان نیست که. فکر کنم ازعوارض مجرد بودن باشد. ربطی به نیرو و وزیر نیرو یا حتی معاون وزیر نیرو و اینها هم ندارد.

+ نوشته شده در  جمعه سی و یکم خرداد 1387ساعت 21:23  توسط فرزام  | 

 

بعضیها هندونه زیر بغل آدم می ذارن و پوست خربزه زیر پاش می اندازن!

.

.

.

.

چرا میاین پایین؟ تموم شد! فقط مواظب باشین وقتی هندونه زیر بغلتونه نخورین زمین چون خیلی ضایع میشین!

 پي نوشت:
توضيح ضروري جهت رفع ابهام: راستش شخص خاصي توي ذهنم نبود... اين جمله رو از لاي يادداشتهاي خيلي وقت پيش خودم پيدا كردم گذاشتم اينجا. همين.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم خرداد 1387ساعت 20:30  توسط فرزام  | 

 

با توجه به اینکه وزیر نیرو گفته است « ایران به دانش بارورسازی ابرها دست یافته» و با در نظر داشتن اینکه در خشکسالی هستیم چه دلیلی دارد که از این دانش استفاده نمی کنیم؟

 

1-      چون ریا می شود.

2-      چون باران می بارد و خوبیت ندارد آدمها خیس شوند لباسشان بچسبد به بدنشان.

3-      چون اگر باران نبارد می توانیم با تعطیلی کافی شاپ ها به طرح امنیت اجتماعی کمک کنیم. و این هم راحت تر است هم واجب تر.

4-      واقعا" شما هنوز هم دنبال دلیل می گردید؟

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم خرداد 1387ساعت 0:7  توسط فرزام  | 

به نظر شما شباهت دختران چیتان فیتان ایرانی با پلنگ صورتی چیست؟

.

.

.

.

.

.

 

بهتر مطرح می کنم: وقتی یک دختری پایش را در خیابان می گذارد یاد کدام قسمت پلنگ صورتی می افتید؟

.

.

.

.

.

.

واقعا" فکر کنید. این از پیغامهای سرکاری نیست که آخرش بگم خودم هم نمی دانم!

.

.

.

.

.

.

جواب

.

.

.

یک قسمت بود که پلنگ صورتی مفلوک قصد داشت از یک خیابان ظاهرا" خالی عبور کند. خیابان سوت و کور بود ولی به محض اینکه نوک پای صورتی بیچاره به آن می رسید پر می شد از ماشین! تا پایش را بر می داشت خالی می شد!

حالا حکایت دخترای ایرونی است! تا از خانه بیرون می آیند صف ماشینها جلویشان قطار می شود!

 

نتیجه گیری اخلاقی 1: آخه آدم از پلنگ صورتی هم نتیجه گیری اخلاقی می کنه؟

نتیجه گیری اخلاقی2 : البته تقصیر خودشان است. از آنجا که به آقایان نمی شود چشم بند زد باید زد توی سر خانمها که شبیه پلنگ صورتی نشوند.

نتیجه گیری اخلاقی 3: همه نوشته هایی که می پرسند شباهت فلان و بهمان چیست سر کاری نیستند.

نتیجه گیری اخلاقی 4: همه نوشته هایی که ظاهرا" سر کاری نیستند دلیلی ندارد واقعا" هم سر کاری نباشند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم خرداد 1387ساعت 20:57  توسط فرزام  | 

خبر اول : بعد از آنکه (شاید هم قبل از آنکه) مظاهری (رییس کل بانک مرکزی) گفت: نرخ سود و تورم به هم ارتباط دارند بعضی دولتیان هم مدعی شدند: گراني پودر شوينده در پي حذف رايانه دولت سوءاستفاده از تصميم منطقي دولت بود تا همگان به وضوح و شفافیت دریابند که دولتمردان کم کم دارند به خط و ربط بعضی چیزها پی می برند. اینگونه است که آگاهان، افق سیاسی – اقتصادی کشور را در دور بعدی انتخابات ریاست جمهوری بسیار روشن و تابناک پیش بینی می کنند.
 
...
 
لطفا" برای مشاهده ادامه مطلب به اینجا بروید. (به نقل از سایت دست انداز )
+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم خرداد 1387ساعت 19:47  توسط فرزام  | 

 

تا حالا فكر كرديد چرا آسانسور اينقدر در كليپ ها و فيلم ها و تبليغات كاربرد دارد؟ اصلاً تا حالا به گستردگي موارد كاربري آسانسور فكر كرده ايد؟

 

كاربردهای آسانسور:

 

1-      در حين بسته شدن در آسانسور يك خانم یا یک آقای خیلی ]...[ از راه مي رسد و فرد داخل آسانسور كلي خوشحال مي شود.

2-      در حين باز شدن در آسانسور رازهايي از درون آن برملا مي شود و آن فرد اول و آن خانم دوم يواشكي مي خندند.

3-   در حين حركت بستگي دارد كه دوربين با آسانسور حركت مي كند يا نه؟ اگر دوربین داخل آسانسور نباشد كه اصلاً معلوم نمي شود آن تو چه خبرهايي بوده! اگر هم باشد معلوم مي شود كه آسانسور چه جاي دنج و خوبي است.

4-   مطابق بررسيهاي انجام شده 40 درصد آشناييها در آسانسورها رخ مي دهد. (مطابق اسناد فيلمها و كليپهاي موسيقي *). از اين ميزان 30 درصد به ازدواج، 30 درصد به جدايي و 40 درصد به اتفاقات ناخواسته منجر مي شود.

 

*: توضیح اینکه 60 درصد با قی مانده شامل اینهاست: 30 درصد در تصادفات داخل شهری و بیرون شهری، 20 درصد در حین غرق شدن در آب،  5 درصد  در حین وزیدن بادهای شدید، 3 درصد وسط دعوا و کتک کاری و 2 درصد هم در سایر موارد متفرقه.

  

چرا آسانسور؟

 

علتهای بسیاری وجود دارد که آسانسور جای خوبی برای شروع یک رابطه است. حداقل از دیدگاه فیلمسازان.

 

1-   آسانسور یک مکان سربسته است و هر مکان سربسته ای محل ظهور شیطان است و اساسا" همه چیزهای (ظاهرا") خوب این دنیا احتمالا" شیطانی هم هستند.

2-      آسانسور خیلی کوچک و جمع و جور است. جای کوچک یعنی عدم رعایت فاصله ایمنی.

3-      انسانها کلا" از بالا رفتن و پایین آمدن خوششان می آید وخب  آسانسور هم همین کار را می کند.

 

  

حالا که چی؟

 

این سوال خوبی است که جوابی برای آن نداریم. ولی تحقیقات در دنیای واقعی نشان داده که فیلمها پایه و اساس درستی ندارند. مثلا" به طور کلی در فیلمها هر جا لازم باشد زمان کم یا زیاد می شود. در نتیجه مدت اقامت آدمها در آسانسورها زیادتر از دنیای واقعی است. همین! شرمنده هم هستیم. ولی همینطور است...

 

+ نوشته شده در  جمعه هفدهم خرداد 1387ساعت 22:15  توسط فرزام  | 

  

توضیح اینکه من اساسا" زیاد تلویزیون نگاه نمی کنم. وگرنه فکر کنید چه لیستی می شد!

 

1-      التماس دعا

مثلا" یک آقای گزارشگر کم سواد اعصاب خردکن که در طول گزارش ورزشی بارها اشتباه کرده و اطلاعات غلط به مخاطب داده و داد مخاطب را درآورده یک دفعه وسط گزارش که مصادف می شود با اذان می فرماید که: از شما هموطنان التماس دعا داریم! یکی هم نیست به این بندگان خدا بگوید که آخر شما چه کاره ما هستید که برایتان دعا کنیم؟ دعا کنید بد وبیراه نثارتان نکنیم.

 

2-      غش کردن

یک صحنه خیلی قدیمی و تکراری در فیلمها غش کردن در لحظاتی که هنر کارگردان اجازه نمی دهد اوج احساس، خوشحالی، ناراحتی، شوکه شدن و ... را نشان دهد. این صحنه در حال حاضر در دنیا فقط در فیلمهای کمدی استفاده دارد ولی در تلویزیون ایران هنوز بازیگران در چنین لحظاتی غش می کنند و می روند زیر سرم.

 

3-      حرف زدن در تبلیغات

در اکثر تبلیغات تلویزیون ایران اگر دیالوگ را حذف کنید تبلیغ به مفت هم نمی ارزد. این هم از هنر این شرکتهای تبلیغاتی است که هنوز جز حرف زدن روش دیگری برای تبلیغ پیدا نمی کنند. البته تبلیغهای خوب هم انصافا" هست اما اکثرا" همین است که عرض کردیم.

 

4-      جشن

انصافا" جشن گرفتنهای تلویزیون از عزا هم بدتر است. حداقل روزهای عزاداری تکلیفمان روشن است که باید ناراحت باشیم. اما تحمل سرودهای پاپ (!) مثلا" مذهبی-ملی-ایرانی درروزهای جشن خیلی سخت است.

 

5-      سرود ای ایران

این سرود که سازنده آن اگر فکر می کرد در طول تاریخ چه بی مهریها و توامان چه سوء استفاده های سیاسی از آن می شود چه بسا قید سرودن آن را می زد، بالاخص در روزهای انتخابات کاربرد بسیاری پیدا می کند. یک دفعه تلویزیونیها یادشان می افتد که ایران سرزمین ماست و خاکش سرچشمه هنر است. این فرصت طلبی هم از هنرهای ایرانیان است و بس!

 

+ نوشته شده در  جمعه دهم خرداد 1387ساعت 23:20  توسط فرزام  |