تبليغاتX
فرزام نامه (farzam-naameh)

فرزام نامه (farzam-naameh)

وبلاگ سیاسی، اجتماعی، ادبی، بی ادبی به سبک جدی و غیرجدی

 
به نقل از سایت دست انداز
 
 
۱۴ سالگی: شما هنوز نمی‌توانید در مورد آینده خودتان تصمیم بگیرید و در مورد اینکه در کدام دبیرستان ثبت نام کنید والدینتان تصمیم می‌گیرند.
۱۵ سالگی: همچنان نمی‌توانید برای آینده خودتان تصمیم بگیرید و از والدینتان برای انتخاب رشته تحصیلی کمک می‌گیرید. اما در بعضی دوره‌ها می‌توانید برای مملکت و آینده مملکت تصمیم‌گیری کنید. در بعضی دوره‌ها هم نمی‌توانید.
۱۶ سالگی: در یک سنی هستید که ممکن است بتوانید در انتخابات شرکت کنید. ممکن هم هست نتوانید. شاید هم یک سال قبل بتوانید شاید دو سال بعد. کلاً در سن مشکوکی هستید.
۱۷ سالگی: هنوز عقلتان به جایی نرسیده که رانندگی کنید. ولی معمولاً می‌توانید در انتخابات شرکت کنید.
۱۸ سالگی: تازه عقلتان به جایی رسیده که می‌توانید رانندگی کنید اما برای اثبات این موضوع باید امتحان بدهید. در عین حال می‌توانید کاندیدای ریاست جمهوری شوید و لازم نیست امتحان دهید.
۲۲ سالگی: مدرک لیسانس دارید و می‌توانید برای یک شرکت یا صنعت یا... تصمیم‌گیری کنید اما حق ندارید در مورد مدل موی خود تصمیم بگیرید. شرکت در انتخابات هم وظیفه اخلاقی شماست.
۲۵ سالگی: اگر در سن بلوغ به موقع ازدواج کرده باشید، الان یکی از فرزندانتان شاید بتواند در انتخابات شرکت کند. ولی مدل ریش (یا روسری) شما مورد ممیزی قرار می‌گیرد و شاید مردود شود.
۲۶ سالگی: می‌توانید وزیر، مشاور وزیر، مدیر عامل، معاون مدیر عامل و... شوید ولی ممکن است مدل موی شما هنوز بحث محافل باشد ممکن هم هست نباشد. این بستگی دارد به اینکه شما کجا و با چه کسی نشست و برخاست داشته‌اید. و بستگی دارد به اینکه کشور شما در چه مرحله‌ای است: قبل یا بعد یا در حین انتخابات.
 
 
+ نوشته شده در  یکشنبه سوم شهریور 1387ساعت 22:43  توسط فرزام  | 

 

من با نظر امام جمعه مشهد موافقم. هيچ دليلي نداشت پرچمدار ايران در المپيك يك زن باشد. به چند دليل:

 

1-      هيچ كشوري پرچمش را دست ضعيفترين و رده پايين ترين ورزشكار اعزامي نمي دهد. اما ايران تا كنون 2 بار اين كار را كرده است. اين ژست بي مسمايي است. پرچمدار بايد معروفترين و بهترين ورزشكار كشور باشد. پرچمدار يك شخص فانتزي نيست! ما پرچمدار را با حمل كننده پلاكارد كشورها كه معمولاً دخترهاي قشنگي هستند كه لبخند گنده اي مي زنند اشتباه گرفته ايم!

2-      همه مي دانند در ايران زن و مرد برابر نيستند. همه هم مي دانند تا وقتي چنين قوانيني داريم زن و مرد برابر نخواهند شد. همه هم مي دانند اصلاً قرار نيست زن و مرد برابر شوند. هر قدر هم در خيابان زنان بدتر از مردان رانندگي كنند، هر چقدر هم مهريه هاي ميلياردي بگيرند، هر قدر فحشهاي بد ياد بگيرند يا سيگار بكشند، و هر قدر هم پرچم دستشان بگيرند و در المپيك رژه بروند، به چنين برابري نخواهند رسيد. پس اين هم يك ژست بيهوده است.

3-      ما هميشه فكر مي كنيم براي دنيا خيلي مهم هستيم! خيلي مركز توجه بين المللي هستيم. پس هميشه هر كاري بكنيم خيلي براي همه مهم است و انواع و اقسام تعابير از آن مي شود. اما مساله اينجاست كه اصلاً اينطور نيست ! در واقع ما چندان اهميتي نداريم. وقتي اهميت پيدا مي كنيم كه بزنيم شيشه همسايه را بشكنيم يا خودمان را با كله از ساختمان 10 طبقه پرت كنيم پايين. آن وقت است كه همه دور ما جمع مي شوند و نگاهمان مي كنند. حالا اين وسط كه همه جمع شده اند ما فكر فكل و كراوات هستيم كه ثابت كنيم خوش تيپيم! چرا؟ چون اشتباهاً فكر مي كنيم دليل جمع شدن مردم اين است كه ما مهم هستيم.

 

خلاصه من با نظر امام جمعه مشهد موافقم. گفتم كه بدونين! کلاً تا وقتی یک همچین طرز فکرهایی در مملکت تریبون دارند یک چنین ژستهایی راه به جایی نمی برند و بدتر رسوایمان می کنند. بیچاره آن زن ورزشکاری که این وسط بازیچه این ژستها و سیبل آن بد و بیراه ها شده !

 

+ نوشته شده در  شنبه دوم شهریور 1387ساعت 12:13  توسط فرزام  |