در راستاي اينكه اين روزها شاهد شكل گيري نقاط عطف در تاريخ ايران هستيم مطالب زير جهت اطلاع اين بيست سي هزار نفري كه در گوشه و كنار كل مملكت به اعمال مذبوحانه مشغول هستند منتشر مي شود. باشد كه همگان درس عبرت گيرند و از شانه خاكي بيرون بيايند و به جاده اصلي بازگردند:
1- نقطه عطف يك چيزي است كه هر 10 سال حداكثر يكبار در تاريخ يك مملكت حادث مي شود. نه اينكه طي 10 روز شاهد 20 نقطه عطف باشيم. حالا يا اين نقاط عطف نقاط همچين درست و حسابي نيستند يا «نقاط به اصطلاح عطف» هستند و يا «نقطه عطف نما» هستند. از اين سه حال خارج نيست. كلاً چه در اين مورد چه در كليه موارد مشابه، وقتي تعداد و مقدار چيزي زياد مي شود همين سه حالت صادق است.
2- وقتي نقاط عطف به هم پيوسته زياد مي شود لاجرم يك خط عطف ايجاد مي شود. ما هم از هر چي خط و خط بازي و خط كشي و اينها بيزاريم. ما فقط يك خط داريم و آن هم چند وقتي است خط خطي شده و درست خط نمي دهد. مواظب باشيد با ما خط روي خط نشويد كه رويتان خط مي كشيم.
3- اينكه هر كسي يك حرفي مي زند و يك موضع گيري مي كند فردايش همه روزنامه ها و خبرگزاريها دوره مي افتند كه «اين سخنان نقطه عطفي در تاريخ ايران رقم زد» كار درستي نيست. مردم كه نمي توانند با نقطه عطف زندگي كنند. نقطه عطف را كه نمي شود آورد سر سفره ملت. نقطه عطف كه باعث شادي دل ما نمي شود. پس به همين چند دليل كه گفتيم همگان را دعوت مي كنيم از هرگونه رقم زدن هر نوع نقطه عطف دست بردارند.
4- به نظر ما اين بيانيه كه در اوج صلابت و در عين حال نهايت صلابت صادر شد خودش نقطه عطفي بود بر همه مناقشات اخير. ما با اين بيانيه نقطه پاياني گذاشتيم بر همه نقاط عطف كه اين روزها مثل علف هرز از هر نقطه اي سر برآورده اند.
