تبليغاتX
فرزام نامه (farzam-naameh) - به یاد استاد...

فرزام نامه (farzam-naameh)

وبلاگ سیاسی، اجتماعی، ادبی، بی ادبی به سبک جدی و غیرجدی

 

چند روزه که دارم بالا و پایین می کنم که چی بنویسم در مورد استاد احترامی. اما هر چی می نویسم می بینم واسه اون کمه و واسه من زیاد... پاکش می کنم...

امروز دیگه تصمیم گرفتم چیزهایی به عنوان درد دل بنویسم... این کارو که حق دارم بکنم؟! آخه آدم که به نوشتن عادت بکنه درد دلش هم از نوع نوشتنی میشه!

روحش شاد. شخصیت بی نظیری داشت. نه از روی نوشته هاش که از نزدیکتر اینو دارم میگم.

یادم هست توی کلاس طنز چندین جلسه طول کشید تا من روم بشه یه چیزی بنویسم بدم به استاد احترامی... من زیاد می نوشتم ولی نه توی کلاس احترامی. فکر می کردم برای آدمی مثل اون وقت بیشتر از این ارزش داره که بشینه نوشته من رو بخونه... و اینو هیچوقت یادم نمی ره که وقتی برای اولین بار مطلبی بهش دادم جلسه بعد با چند هفته وقفه کاملاً یادش بود من چی نوشته بودم، کجای نوشته ام خوب بود و کجاش می تونست بهتر باشه. با کلی توصیف و تعریف ... و اینو یادم هست که حتی خودم درست یادم نبود چی نوشته بودم!

احترامی جالبترین آدمی بود که می شناختم. با رفتنش احساس می کنم واقعاً یه چیزی از دنیا کم شد...

و پیر ما دیگر هیچ نخواهد نگفت...

این لینکها رو هم ببینید...

شعر حسنی نگو با صدای خود منوچهر احترامی

احترامی به روایت شخص منوچهر احترامی (انیمیشن قشنگی کار گل آقا - البته اگر درست دانلود بشه!)

یادنامه ای به یاد استاد منوچهر احترامی به قلم یکی از شاگردانش از بچه های کلاس و همکاران دست انداز

--جدیدتر--

گزیده ای از نقل قولها و خاطرات اهالی طنز از منوچهر احترامی به قلم فاضل ترکمن در روزنامه قدس(اینش جالب بود: استاد باباته!! - لحن احترامی رو موقع گفتن این جمله می تونم تصور کنم! یادش به خیر)

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم بهمن 1387ساعت 23:52  توسط فرزام  |